پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

گرم به قهر کشی با هزار طوع و اطاعت

به خاک پات که سر برندارم از ره اطاعت

به دامنت نگذارم زنند دست شهیدان

گرم خدای به محشر دهد مقام شفاعت

از این طرف همه عجز و نیاز و خشیت و خواری

وز آن طرف همه خشم و غرور و ناز و مناعت

ز دوستان وفا کیش و دشمنان جفا جو

به کار مهر تو برما ملامت است و شناعت

برای پندم از اجماع مردمان چه تفاوت

مرا همیشه پراکندگی بود ز جماعت

به ترک عشق توگفتن دل از تو باز گرفتن

کجا میسرم آید بدین شکیب و شجاعت

چرا نظیر تو استاد این نقوش نیارد

اگر نه نقش تو بست و شکست کلک صناعت

چوخال و غمزه به کنج دهان وگوشه ی چشمت

دل از فضای دو عالم به این دوکرد قناعت

توخود چه فتنه کنی گر دو روز روی نپوشی

که عقل و هوش ببردی ز شش جهت به دو ساعت

توچون به وصف در آیی که هر چه گفت صفایی

نداشت پیش کمال تو رنگ و بوی بداعت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲یار از چهره چون نقاب گرفت
  2. شمارهٔ ۱۱۳دامن از اشکِ دیده آب گرفت،
  3. شمارهٔ ۱۱۴خجلت مشتری آن مه ره بازار گرفت
  4. شمارهٔ ۱۱۵یار در طرف چمن پرده ز رخسارگرفت
  5. شمارهٔ ۱۱۶صفایی مگر ز نو نگاری دگر گرفت
  6. شمارهٔ ۱۱۷نقاب از تمام رخ بتی شوخ برگرفت
  7. شمارهٔ ۱۱۸قیامت از چه ترا گفته اند در قد و قامت
  8. شمارهٔ ۱۱۹قیامت خوانمت بهر چه قامت
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.