پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

قیامت از چه ترا گفته اند در قد و قامت

که نیست فتنه همی در حسابگاه قیامت

صفات حور و صفای قصور باورش افتد

به خانه ی تو کندکافر ار دو روز اقامت

به ذل و مسکنت ار زندگی گذشت چه نقصان

مرا که دولت عشق است فزود عز و شهادت

به بوی حور جنان هر که بگذرد ز تو اینجا

عجب نه کارش اگر منتهی شود به ندامت

فراق با همه سختی مرا نکشت دریغا

بیا که در قدمت جان دهم به وجه غرامت

هر آن که شد به رهت کشته زنده ابدی شد

ترا برای تفاخر همین بس است کرامت

بتی که دل به نگاهش سپرد عارف و عامی

به ترک او مگشا لب که نیست جای ملامت

جدایی از رخ جانان مرا کدام صبوری

رهایی از غم هجران مرا کدام مقامت

دگر به دعوی هجران مرا چه کار صفایی

از این مخاطره گرجان برون برم به سلامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰گر به خواری خون من ریزد به خاک آستانت
  2. شمارهٔ ۱۲۱هر که آید به سیر جولانت
  3. شمارهٔ ۱۲۲سزاوارم به هجران گر به چنگ آید گریبانت
  4. شمارهٔ ۱۲۳شب وصلت نخواهم روز از آن رو زلف فتانت
  5. شمارهٔ ۱۲۴تا نگردم غبار جولانت
  6. شمارهٔ ۱۲۵به پای بوس توام دست و دل ز کار شد آوخ
  7. شمارهٔ ۱۲۶با غم عشق تو مرا کار باد
  8. شمارهٔ ۱۲۷بیدلی را چوتودلدار مباد
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.