پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

سزاوارم به هجران گر به چنگ آید گریبانت

مرا بار دگر و ز کف گذارم طرف دامانت

به سر وقتم به دست دل نوازی رنجه کن پایی

که بردارد سر از بالین مگر بیمار هجرانت

سپستانم دوپستان بس تبرخونم دو لب کافی

اگر درد مرا افتاده در دل فکر درمانت

ز لعل شور و شیرینت مزاجم گشته حار اکنون

به تبریدم مداوا را بس آن لیموی و رمانت

در آغاز جوانی توبه ام دادی بحمدالله

کفایت جستم از هر مسکری با لعل خندانت

ز بار منت حلوا فروشان فارغم کردی

ز شیر و شهد مستغنی شدم با نقل دندانت

به پیرامون کردن زلفت آمد عبرتی ما را

که آخر دود دل ها سر برآورد از گریبانت

به یاد لعلت اشک دیده عمان ساخت و اینها

پدید آمد خلاف رسم دریاها ز مرجانت

دریغ ار سدت رس بودی جهان ها جان صفایی را

که پی در پی در افکندی سری در پای دربانت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴تا نگردم غبار جولانت
  2. شمارهٔ ۱۲۵به پای بوس توام دست و دل ز کار شد آوخ
  3. شمارهٔ ۱۲۶با غم عشق تو مرا کار باد
  4. شمارهٔ ۱۲۷بیدلی را چوتودلدار مباد
  5. شمارهٔ ۱۲۸آنگونه سرشکم به غمت پرده در افتاد
  6. شمارهٔ ۱۲۹مرا سودای جانان بر سر افتاد
  7. شمارهٔ ۱۳۰دردا که ز دوران به غم خویشتن افتاد
  8. شمارهٔ ۱۳۱عشقی که به سوز و ساز گردد
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.