پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

گناه عاشق و معشوق را عقابی نیست

در این گناه بود پس دگر ثوابی نیست

خطا به عهد مکن بیش از این جفا با من

که روزحشرت از آن ماجرا جوابی نیست

ز دور نوش دهان تا فکنده ای دورم

به ساغرم به جز از درد غم شرابی نیست

جدا فتاده لبم تا ز لعل خون خوارت

سوای لخت جگر درکفم کبابی نیست

از آن زلال که یک دم مرا نصیب نبود

علی الدوام به جز اشک دیده آبی نیست

دلیل عشق همین بس مرا که هر شب و روز

ز ترکتاز خیال تو خورد و خوابی نیست

بنازم آن کف رنگین که روزگاری رفت

که جز به خوندل مردمش خضابی نیست

از آن دلیر شدی جور و بی حسابی را

که بی حسابی جور ترا حسابی نیست

به قتلم این همه تأخیر تا کی ای صیاد

ترا که هیچ ز خون ریزی اجتنابی نیست

به تاب آتش دوزخ مرا مترسان باز

که سخت تر ز بلای غمت عذابی نیست

به درک عقل کهن ترک عشق تو نکنم

که بی تو با همه حزمم توان و تابی نیست

صفایی این غم مکتوم را به کس مسرای

که شرح عشق جهان سوز درکتابی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴بر مهر تو مه را مشتری نیست
  2. شمارهٔ ۱۰۵آن دل که بر او ناله ما را اثری نیست
  3. شمارهٔ ۱۰۶ز نقص سروکش از برگ و بر کمالی نیست
  4. شمارهٔ ۱۰۷بیا ساقی دمی کم همدمی نیست
  5. شمارهٔ ۱۰۸جز کلبه ی عشاق تو بیت الحزنی نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۹دور پیمانه را بقایی نیست
  7. شمارهٔ ۱۱۰گرم به قهر کشی با هزار طوع و اطاعت
  8. شمارهٔ ۱۱۱به کوی خویش مترسانم از رسیدن آفت
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.