پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

زاهد مرا که بی می و شاهد حضور نیست

تکلیف توبه چیست اگر حکم زور نیست

من نفی رنج را به ضرورت خورم شراب

در نهی بالضروره نزاعی ضرور نیست

کوثر بود از آن تو ساغر از آن من

و ز سهم خود نفور کس الا کفور نیست

روزی مبرده رشک به عیش مدام ما

می خوشگوارتر ز شراب طهور نیست

ما می کشیم ساغر و داریم اعتراف

و آن باده نیز قسمت اهل غرور نیست

یا رب بود که باز کرامت کنی به ما

وین مکرمت زخلق کریم تو دور نیست

بخشی به رغم مفتیم آرامگه ارم

هر چند بنده درخور حور و قصور نیست

با پیل برزنم اگر آید نوید عفو

اما در انتقام توام تاب مور نیست

با صد جهان گناه صفایی به فضل دوست

با کم ز طول برزخ و عرض نشور نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸از عشق تنی که ناتوان نیست
  2. شمارهٔ ۹۹در هجر توام سری به جان نیست
  3. شمارهٔ ۱۰۰سگی به از من سرگشته پاسبان تو نیست
  4. شمارهٔ ۱۰۱کدام دل که نه آسیمه سر برای تو نیست
  5. شمارهٔ ۱۰۲گناه عاشق و معشوق را عقابی نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۳دریغا کز دلازاری بری نیست
  7. شمارهٔ ۱۰۴بر مهر تو مه را مشتری نیست
  8. شمارهٔ ۱۰۵آن دل که بر او ناله ما را اثری نیست
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.