پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

سری کاینجا چو دامان در قدم نیست

بر ما یکسر مو محترم نیست

چنان پر شد فضای سینه از دوست

که دیگر در وجودم جای غم نیست

به قتلم وارهان از غم خدا را

چو درکیش توخون ریزی ستم نیست

به محرومان جفا زین بیش مپسند

دل محزون کم از صید حرم نیست

رقیب از رنج ما شاد است ورنه

مرا بر جور جانان جای غم نیست

به خیل غمزه ام دل برد و دانم

گنه زان شه که جرمی بر حشم نیست

چرا زان بهره نبود هیچ کس را

اگر چهر تو گلزار ارم نیست

به مرز دلبری سروی سرافراز

چو قد عالم آرایت علم نیست

میانت مویی افزون نیست اما

ز زلف پر خمت یک موی کم نیست

به پا بوست فرو افتاده گیسو

از آن رو همچو زلفت خم به خم نیست

جفا راندی و جز رسم وفایت

صفایی را به جان حرفی رقم نیست

مجو آزار حق جویان که زین جای

بهر سو ره سپاری راه امنیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹در هجر توام سری به جان نیست
  2. شمارهٔ ۱۰۰سگی به از من سرگشته پاسبان تو نیست
  3. شمارهٔ ۱۰۱کدام دل که نه آسیمه سر برای تو نیست
  4. شمارهٔ ۱۰۲گناه عاشق و معشوق را عقابی نیست
  5. شمارهٔ ۱۰۳دریغا کز دلازاری بری نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۴بر مهر تو مه را مشتری نیست
  7. شمارهٔ ۱۰۵آن دل که بر او ناله ما را اثری نیست
  8. شمارهٔ ۱۰۶ز نقص سروکش از برگ و بر کمالی نیست
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.