پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

نوشین لب یاقوتیش ار لعل مذاب است

در خاصیت ازچیست که بر عکس شراب است

پیمودن آن باده در اسام گنه شد

نوشیدن این باده بهر کیش ثواب است

نوشیدن این مایه ی انواع تنعم

پیمودن آن موجب اقسام عقاب است

این مولد هشیاری وآن مورث هستی

این داعی بیداری و آن داروی خواب است

درجام من آن تلخ تر از حنظل صرف است

درکام من این عذب تر از شکر ناب است

بوسیدن این آیت آرامش و آمال

نوشیدن آن علت اندوه و عذاب است

آن می همه ضعف آور و این می همه قدرت

آن اصل صداع استی و این نسل سداب است

بگذر ز می و صافی و دردی همه بگذار

در لعل وی آویز که بی درد و خوشاب است

مگرای سوی باره و بستان که شکم را

انباشتن از آب و علف کار دواب است

خواهی که خطا بر تو نگیرند صفایی

جام از لب وی جوی که بر وجه صواب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳مرا بس شکرها از کردگار است
  2. شمارهٔ ۶۴مرا چون تو یاری غم گسار است
  3. شمارهٔ ۶۵چه بسته ای که به بند وفا گرفتار است
  4. شمارهٔ ۶۶نه سر ز تیغ تو تنها بریدنم هوس است
  5. شمارهٔ ۶۷در بزم عشق باده سرشک روان خوش است
  6. شمارهٔ ۶۸تا صید تو شد مرغ مرا بال وبال است
  7. شمارهٔ ۶۹با ساقی و مطرب همه را کار به کام است
  8. شمارهٔ ۷۰آن باده که در ملت اسلام حرام است
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.