پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

آن باده که در ملت اسلام حرام است

از دست تو نوشم خود اگر ماه صیام است

کوته نظر ار ماه تمامت به مثل خواند

این نقص بس آنرا که نه از اهل کلام است

طوبی به قدت حیرت و حورا به رخت مات

پیش تو صنوبر که و خورشیدکدام است

بالای ترا پست بود نسبت شمشاد

با آن چم و خم حیف که قاصر ز خرام است

با قامت موزون چه کند سروکه ناچار

همواره به یک پای گرفتار قیام است

یک رشحه ز لعل تو و صد ساغر لبریز

با نشأه وی مستی می را چه دوام است

مگشا سوی گلشن ز قفس بال و پرم را

کز باغ ارم خوشترم این گوشه ی دام است

بر صدر دل از دیر و حرم نیست مقیمی

تا خیل غمت را به صف سینه مقام است

باز از چه کشیدی خط زنگار برابرو

افزون کشی امروزکه تیغت به نیام است

خشک و ترم از آتش دل سوخت صفایی

با عشق چه جای سخن از پخته و خام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲آن نه ابروی و این نه مژگان است
  2. شمارهٔ ۷۳مژده ای دل که روز قربان است
  3. شمارهٔ ۷۴به جای دوستی ار دشمنی سزای من است
  4. شمارهٔ ۷۵مرا درد از شکیبایی فزون است
  5. شمارهٔ ۷۶گرنه در خورد یار دیرین است
  6. شمارهٔ ۷۷لبت از بس لطیف و شیرین است
  7. شمارهٔ ۷۸خون به رخسارم از جهان بین است
  8. شمارهٔ ۷۹سرخوشم با لبت که نوشین است
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.