پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

آن نه ابروی و این نه مژگان است

تیر بی پر و تیغ عریان است

آن نه قامت که سرو صدر نشین

و آن نه طلعت که شمس ایوان است

آن نه ابرو بود دو قبضه پرند

وان نه مژگان دو حصه پیکان است

رخ مخوانش که خجلت خورشید

لب مرانش که شرم مرجان است

دل در آویخت خوش بدان خم زلف

و ایمن از آن چه ی زنخدان است

پیش چشم تو نرگس از تشویر

سر چو نیلوفرش به دامان است

بودنم بی تو سخت و دشوار است

مردنم با تو سهل و آسان است

خوش صفایی دو اسبه می تازی

مگرت ره به کوی جانان است

باز کش خامه را عنان نگار

صفحه نامه این نه میدان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴به جای دوستی ار دشمنی سزای من است
  2. شمارهٔ ۷۵مرا درد از شکیبایی فزون است
  3. شمارهٔ ۷۶گرنه در خورد یار دیرین است
  4. شمارهٔ ۷۷لبت از بس لطیف و شیرین است
  5. شمارهٔ ۷۸خون به رخسارم از جهان بین است
  6. شمارهٔ ۷۹سرخوشم با لبت که نوشین است
  7. شمارهٔ ۸۰گرچه این فن خلاف آیین است
  8. شمارهٔ ۸۱روشن شب عالمی ز ماه است
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.