پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

گرچه این فن خلاف آیین است

منت از عارضت برآیین است

کلکم انواع نعت آنچه نگاشت

نزد حسن تو عین تهجین است

ذقن و چهر و چشم و غمزه و زلف

همه برهان قاطعم ز این است

عضو عضوت به فر حسن و کمال

بس زهر در خواری تحسین است

گویی از آفتاب صبح ازل

بی سخن جلوه ی نخستین است

اختلافی در اختیار طلب

ننگرد دیده ای که حق بین است

هر چه جویی ز حب و بغض بجوی

کج مرو راه مستقیم این است

جهد کن در دعای دولت شاه

که ز روح الامینش آمین است

حافظ ملک ناظم الدنیا

غوث اسلام ناصر الدین است

سر پیوند او صفایی و من

مثل مال دار و مسکین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲شادم که شمارم اشک وآه است
  2. شمارهٔ ۸۳سوای دل که به ترک تو مایل افتاده است
  3. شمارهٔ ۸۴انجام عمر ما را آغاز عشق بازی است
  4. شمارهٔ ۸۵غم بی تو مرا ز زندگانی است
  5. شمارهٔ ۸۶کاهش ما هجر غم افزای تست
  6. شمارهٔ ۸۷اگر مرا سر و جانی بود برای تو هست
  7. شمارهٔ ۸۸تاب دلم ار تو را عیان نیست
  8. شمارهٔ ۸۹ماهی که به رخ نگار مانی است
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.