پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

سرخوشم با لبت که نوشین است

ای دریغ از دلت که سنگین است

در میان نیست و ز بیان پیداست

این میان نیست نون تنوین است

تیغ ابروی و نافه گیسویت

دشت قبچاق و رسته ی چین است

سر زلفت به سرقت دل و دین

مو به مو مظهر شیاطین است

در شبستان گشایی ار بر و روی

چمن اندر چمن ریاحین است

راغ ها تاب سنبل و سوری

باغ ها داغ نخل و نسرین است

بنشین پیش سرو کاین رفتار

رشک آن شور چشم خودبین است

جز ز تأثیر لعل و کام تو نیست

که کلامم لطیف و شیرین است

من دیوانه چون به چنگ آرم

لعبتی را که عقل کابین است

تو صفایی کجا و دعوی عشق

پشه را کی مقام شاهین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱روشن شب عالمی ز ماه است
  2. شمارهٔ ۸۲شادم که شمارم اشک وآه است
  3. شمارهٔ ۸۳سوای دل که به ترک تو مایل افتاده است
  4. شمارهٔ ۸۴انجام عمر ما را آغاز عشق بازی است
  5. شمارهٔ ۸۵غم بی تو مرا ز زندگانی است
  6. شمارهٔ ۸۶کاهش ما هجر غم افزای تست
  7. شمارهٔ ۸۷اگر مرا سر و جانی بود برای تو هست
  8. شمارهٔ ۸۸تاب دلم ار تو را عیان نیست
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.