پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

خون به رخسارم از جهان بین است

شرح حالم ببین چه رنگین است

اشکم افکنده راز خفیه به روی

چه کنم کار مدعی این است

از غمم بهره داد و این احسان

در خور صد هزار تحسین است

چه شباهت به مشکت ای گیسو

کز تو یک چین بهای صد چین است

شب هجران به تاب زلف توام

مارها در فراش و بالین است

لب و دندانت از ملاحت و طعم

نقل شور و شراب شیرین است

سرگرانی مکن به اینکه جفا

رسمی از روزگار دیرین است

با صفایی که دین و دل به تو داد

بی وفایی خلاف آیین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰گرچه این فن خلاف آیین است
  2. شمارهٔ ۸۱روشن شب عالمی ز ماه است
  3. شمارهٔ ۸۲شادم که شمارم اشک وآه است
  4. شمارهٔ ۸۳سوای دل که به ترک تو مایل افتاده است
  5. شمارهٔ ۸۴انجام عمر ما را آغاز عشق بازی است
  6. شمارهٔ ۸۵غم بی تو مرا ز زندگانی است
  7. شمارهٔ ۸۶کاهش ما هجر غم افزای تست
  8. شمارهٔ ۸۷اگر مرا سر و جانی بود برای تو هست
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.