پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

انجام عمر ما را آغاز عشق بازی است

هنگام خامشی ها وقت سخن طرازی است

آیین صدر اسلام درکیش حق ضلال است

ور خود به فضل صد بار برتر ز فخر رازی است

آزاد و بنده را عشق نبود به حسن صورت

آن مایه میل محمود بر معنی ایازی است

سهل است در ره دوست گر پایمال خصمم

آن ذلتی است عزت کاسباب سرفرازی است

سلطان ما سبب چیست یا رب که گاه و بیگاه

بر قلب بندگانش آهنگ ترکتازی است

چندین جفا ندانم بر ما چرا روا داشت

نازش دگر ندانم از باب بی نیازی است

ساقی به دور ما ریخت خون جای می به جا مم

نسبت به زیر دستانش خوش طرفه دل نوازی است

عشق ترا به دل ها پیوسته این کشاکش

بر صعوه گان مسکین انداز شاهبازی است

چون شمع پیش مردم راز درون مکن فاش

دیدی که سر بریدن مزد زبان درازی است

زنهار خود میالا دامن به خون عشاق

دانی هلاک ما را هجر تو کارسازی است

گر حالت صفایی پرسی به بیت احزان

چون شمع صبحگاهان سرگرم جان گدازی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶کاهش ما هجر غم افزای تست
  2. شمارهٔ ۸۷اگر مرا سر و جانی بود برای تو هست
  3. شمارهٔ ۸۸تاب دلم ار تو را عیان نیست
  4. شمارهٔ ۸۹ماهی که به رخ نگار مانی است
  5. شمارهٔ ۹۰گر نه به دل هر نگهت خنجری است
  6. شمارهٔ ۹۱هرکه یک دل به خطا درخم گیسوی تو بست
  7. شمارهٔ ۹۲از جان و سر دریغ ندارم به پای دوست
  8. شمارهٔ ۹۳با دو ابرویِ تو ام ، بر دل  غمِ شمشیر چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.