پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

هرکه یک دل به خطا درخم گیسوی تو بست

دل و جانی دگر از عهد به هرموی توبست

خط بطلان به سر قبله ی اسلام کشید

آنکه طاق کج محراب دو ابروی تو بست

در جهان فتنه ی هاروت سمر شد مگر او

صورت سحر خود از نرگس جادوی تو بست

هر سری عشق به سودای دلاشوب تو باخت

هر دلی مهر به بالای دلاجوی تو بست

هرکرا بود دلی در ره سودای تو برد

هرکرا بود سری بر سر گیسوی تو بست

غمزه و غنج و دلال آن چه در امکان ره داشت

بخت میمون تو برگردن آهوی تو بست

هرکرا کسوت غم زیب بدن سرخوش زیست

تا ز ثوب کفن احرام به مشکوی تو بست

ریختی خون دو کیهان ز سر انگشت و یکی

دست گردون نتوانست که بازوی تو بست

غمم از دست رقیب است و از او شادم باز

کو ره مدعیان را همه از کوی تو بست

بر رخ ابواب غم از نه فلکم باز گشود

هفت کوکب که ره از شش جهتم سوی توبست

صید تازی فتدش گرگ فلک چون روباه

هر که خود را چو صفایی به سگ کوی تو بست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳با دو ابرویِ تو ام ، بر دل  غمِ شمشیر چیست؟
  2. شمارهٔ ۹۴دفع غم را ساقیا جز جام می تدبیر چیست
  3. شمارهٔ ۹۵تا غایبی تو اهل صفا را حضور نیست
  4. شمارهٔ ۹۶زاهد مرا که بی می و شاهد حضور نیست
  5. شمارهٔ ۹۷سری کاینجا چو دامان در قدم نیست
  6. شمارهٔ ۹۸از عشق تنی که ناتوان نیست
  7. شمارهٔ ۹۹در هجر توام سری به جان نیست
  8. شمارهٔ ۱۰۰سگی به از من سرگشته پاسبان تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.