پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری

حکیم نزاری

غزلیات

۱,۴۰۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۸۱ زان پیش که یارم را آهنگِ سفر باشد
  2. شمارهٔ ۴۸۲ اگر به جایِ تو ما را کسی دگر باشد
  3. شمارهٔ ۴۸۳ نه چنان نیازمندم که صفت پذیر باشد
  4. شمارهٔ ۴۸۴ یار آن است که با یار موافق باشد
  5. شمارهٔ ۴۸۵ تا با منت این ملال باشد
  6. شمارهٔ ۴۸۶ به ترک دوستی کردن نه کار اهل دل باشد
  7. شمارهٔ ۴۸۷ چو رویِ یارِ من زیبا نباشد
  8. شمارهٔ ۴۸۸ تیغ کز دستِ دوستان باشد
  9. شمارهٔ ۴۸۹ مرا اگر چو دو چشمت هزار جان باشد
  10. شمارهٔ ۴۹۰ مرا محبّتِ تو در میانِ جان باشد
  11. شمارهٔ ۴۹۱ چنین سروِ روان دیگر نباشد
  12. شمارهٔ ۴۹۲ تماشایِ او کردن آسان نباشد
  13. شمارهٔ ۴۹۳ در مذهبِ ما کعبه و بت خانه نباشد
  14. شمارهٔ ۴۹۴ شرابِ تلخ هنی تر ز انگبین باشد
  15. شمارهٔ ۴۹۵ مردِ دنیا نه اهلِ دین باشد
  16. شمارهٔ ۴۹۶ ترا خود رسمِ دل داری نباشد
  17. شمارهٔ ۴۹۷ خوش وقتِ کسی کو را محبوب قرین باشد
  18. شمارهٔ ۴۹۸ هر که را عشق هم نشین باشد
  19. شمارهٔ ۴۹۹ فراقِ یارِ سفر کرده گر چنین باشد
  20. شمارهٔ ۵۰۰ مرا در سینه گر رازی بود هم رازم او باشد
  21. شمارهٔ ۵۰۱ که را طاقت امتحان تو باشد
  22. شمارهٔ ۵۰۲ مرا در سینه سودای تو باشد
  23. شمارهٔ ۵۰۳ دلبر ما فرشته خو باشد
  24. شمارهٔ ۵۰۴ به لطف تو نبود گر بسی نکو باشد
  25. شمارهٔ ۵۰۵ گر یاد کند یک شبَکم یار چه باشد
  26. شمارهٔ ۵۰۶ دلم تا کی چنین دیوانه باشد
  27. شمارهٔ ۵۰۷ مشنو که مرا جز تو یاری و کسی باشد
  28. شمارهٔ ۵۰۸ گر دگر باره مرا با تو وصالی باشد
  29. شمارهٔ ۵۰۹ من که باشم که مرا چون و چرایی باشد
  30. شمارهٔ ۵۱۰ ساربان هشیار و اشتر زیر محمل مست شد
  31. شمارهٔ ۵۱۱ چشمه خضر دهانی‌ست که جان می‌بخشد
  32. شمارهٔ ۵۱۲ با دل از دست رفت و کار دگر شد
  33. شمارهٔ ۵۱۳ پیرانه سرم کاری پیش آمد و مشکل شد
  34. شمارهٔ ۵۱۴ من از در تو به جایی دگر نخواهم شد
  35. شمارهٔ ۵۱۵ هر دل که مقیم لامکان شد
  36. شمارهٔ ۵۱۶ پای هر کس که در آن سلسلهٔ مشکین شد
  37. شمارهٔ ۵۱۷ دوست می دارم فلان را راست است آری چه شد
  38. شمارهٔ ۵۱۸ گر دلم شد مبتلای عشق عیاری چه شد
  39. شمارهٔ ۵۱۹ مقری صبوح کرده بر مناره شد
  40. شمارهٔ ۵۲۰ چو ماه از گنبد خضرا برآمد
  41. شمارهٔ ۵۲۱ مرا که جان به دهان از فراق یار برآمد
  42. شمارهٔ ۵۲۲ از این حیات چه حاصل که در فراق سرآمد
  43. شمارهٔ ۵۲۳ هین که هنگام نای و نوش آمد
  44. شمارهٔ ۵۲۴ باز پیرانه سرم واقعه یی پیش آمد
  45. شمارهٔ ۵۲۵ ساقیا خیز که گل باز به بستان آمد
  46. شمارهٔ ۵۲۶ چنانت دوست می دارم که جانم بر دهان آمد
  47. شمارهٔ ۵۲۷ جماعتی که به اصرار جهل منسوبند
  48. شمارهٔ ۵۲۸ محققان که ز خُم‌خانهٔ ازل مستند
  49. شمارهٔ ۵۲۹ مگر صبا به فلانی سلام ما برساند
  50. شمارهٔ ۵۳۰ چه خواهی دید جز خود را گرت در پیش بنشاند
  51. شمارهٔ ۵۳۱ کسانی که ما را ندانسته‌اند
  52. شمارهٔ ۵۳۲ سر به سر رازی که با من گفته‌اند
  53. شمارهٔ ۵۳۳ دامن چشمانش آلودست خونی کرده‌اند
  54. شمارهٔ ۵۳۴ عاقلان بسیار از من احتراز آورده اند
  55. شمارهٔ ۵۳۵ ساکنانی که قدم در ره مقصد زده اند
  56. شمارهٔ ۵۳۶ بیار باده و ما را ثلاثه ای در بند
  57. شمارهٔ ۵۳۷ مکر و تزویر به هم در بستند
  58. شمارهٔ ۵۳۸ یاد یارانی که با ما عهد یاری داشتند
  59. شمارهٔ ۵۳۹ هزار بار از آن بهتری که می گفتند
  60. شمارهٔ ۵۴۰ از مبادی که مرا سر به جهان در دادند

متن اشعار به نقل از گنجور.