پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۴

عاقلان بسیار از من احتراز آورده اند

پیش از این اکنون همان آوازه بازآورده اند

احتراز از خلق برامرست انکاری صحیح

کس نمی داند که از فطرت چه راز آورده اند

هر کسی را هست بازاری و قدر و قیمتی

نیست آن نقدی که اینجا بر مجاز آورده اند

در میان نامرادی هست رازی سر به مهر

کان نهان از گرد نان سرفراز آورده اند

خلق نازک معده را چون طاقت این نقد نیست

لاجرم بر راز دانا احتراز آورده اند

ناشناسان هر کس از رای و توان خویشتن

ابلهانه قصه ای دور و دراز آورده اند

ترک آنها کن که می آرند پیش بت نماز

سجده آنجا کن که بت را در نماز آورده اند

آفرین بر همت آزادگان کز ابتدا

بر خلاص خویشتن خط جواز آورده اند

این همه حوران فردوسی به صحرای جهان

از برای عارفان پاک باز آورده اند

نیست شو در خود نزاری ترک سوز و ساز کن

کفر و دین را از برای سوز و ساز آورده اند

محو می باید شدن در دوست چندین قصه چیست

جان در این منزل ز بهر دلنواز آورده اند

بنده بخشایا به مردانی که وقف امتحان

سر برون از پای مال حرص و آز آورده اند

بی سر و پایی تهی دستم نیازم در پذیر

خود تهی دستان به درگاهت نیاز آورده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۶بیار باده و ما را ثلاثه ای در بند
  2. شمارهٔ ۵۳۷مکر و تزویر به هم در بستند
  3. شمارهٔ ۵۳۸یاد یارانی که با ما عهد یاری داشتند
  4. شمارهٔ ۵۳۹هزار بار از آن بهتری که می گفتند
  5. شمارهٔ ۵۴۰از مبادی که مرا سر به جهان در دادند
  6. شمارهٔ ۵۴۱دکانِ رازِ من گویی به سر بازار بنهادند
  7. شمارهٔ ۵۴۲مرا به دردِ دل از دوستان جدا کردند
  8. شمارهٔ ۵۴۳هر چند که می حرام کردند
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.