پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۱

چنین سروِ روان دیگر نباشد

بر و بالا ازین خوش تر نباشد

چو تو سروی اگر آید در آغوش

کسی را این هوس در سر نباشد

که را باشد چنین ماهی که چون او

خورم سوگند ماه و خور نباشد

بدین شکل و شمایل آدمی زاد

اگر باشد مرا باور نباشد

قراری می دهم که الّا به کویش

قرارم بعد ازین دیگر نباشد

مکن عیب ار نزاری بی قرارست

شکیبِ مزهر از ازهر نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۳در مذهبِ ما کعبه و بت خانه نباشد
  2. شمارهٔ ۴۹۴شرابِ تلخ هنی تر ز انگبین باشد
  3. شمارهٔ ۴۹۵مردِ دنیا نه اهلِ دین باشد
  4. شمارهٔ ۴۹۶ترا خود رسمِ دل داری نباشد
  5. شمارهٔ ۴۹۷خوش وقتِ کسی کو را محبوب قرین باشد
  6. شمارهٔ ۴۹۸هر که را عشق هم نشین باشد
  7. شمارهٔ ۴۹۹فراقِ یارِ سفر کرده گر چنین باشد
  8. شمارهٔ ۵۰۰مرا در سینه گر رازی بود هم رازم او باشد
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.