پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۴

شرابِ تلخ هنی تر ز انگبین باشد

به خاصه کز کفِ سروِ سمن سرین باشد

نه در بهشت شراب است و شاهدست اینک

شراب و شاهد ازین خوب تر همین باشد

حریفِ مجلسِ ما بین به نقد و نسیه مگو

که در بهشت تماشایِ حورِ عین باشد

مدار چشمِ ریاضت ز ما برایِ بهشت

مگر برای بهشتی که در زمین باشد

بهشتِ مکتسبی گو خدا بدان کس ده

که شکر و منّتِ او را به جان رهین باشد

مرا بس است که حالی علی المراد به نقد

شرابکی مُعَد و یارکی قرین باشد

به صدق گفتم و دانم حسود خواهد گفت

که مذهبِ حکما بر خلافِ دین باشد

ولی مرا چه غم است از عدو که بد گوید

بگوی گو روشِ عاشقان چنین باشد

صراطِ عشق سپردن به پایِ اعما نیست

کسی نگفت که کژ دیده راست بین باشد

درین مقام نگنجد قدم گران جان را

وگر مثل به محل هم چو انگبین باشد

طریقِ عشق نشاید به چشمِ شک بردن

مگر کسی چو نزاری علی الیقین باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۶ترا خود رسمِ دل داری نباشد
  2. شمارهٔ ۴۹۷خوش وقتِ کسی کو را محبوب قرین باشد
  3. شمارهٔ ۴۹۸هر که را عشق هم نشین باشد
  4. شمارهٔ ۴۹۹فراقِ یارِ سفر کرده گر چنین باشد
  5. شمارهٔ ۵۰۰مرا در سینه گر رازی بود هم رازم او باشد
  6. شمارهٔ ۵۰۱که را طاقت امتحان تو باشد
  7. شمارهٔ ۵۰۲مرا در سینه سودای تو باشد
  8. شمارهٔ ۵۰۳دلبر ما فرشته خو باشد
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.