پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۳

نه چنان نیازمندم که صفت پذیر باشد

به هزار نامه شرحش که دهم قصیر باشد

نشدی دمی فراموش اگر از نظر نهانی

رقمِ خیال نقشی ست که در ضمیر باشد

تو نظاره گاهِ حُسنی و من انتظار برده

نه مرا نظر به غیری نه ترا نظیر باشد

اگرم ز در برانی بروم ولی به نامت

چه کند کسی که او را ز تو ناگزیر باشد

به جهنّم ار بسوزم به از آن که بی تو باشم

که مرا هوایِ فردوس چو زمهریر باشد

شبِ خلوت ار بیایی نبود به شمع حاجت

که به آفتابِ رویت شبِ ما منیر باشد

نه حریفِ خانقاهم من و خاکِ کویِ رندان

که مریدِ پارسا را سرِ وعظِ پیر باشد

ز متاعِ این جهانی که بود سری ست ما را

نتوان نثار کردن که سری حقیر باشد

چه خطر که دوستان را پس و پیش خصم گیرد

به کسی پناه دارند که دست گیر باشد

ز خلافِ بدسگالم چه غم ار ضعیف حالم

به خدا کنم توکّل که خدا بصیر باشد

نه ز محتسب هراسم نه ز شحنه باک دارم

به کسی که عشق فرمان بدهد امیر باشد

به عیادتِ نزاری قدمی نه ار چه دانم

چو تو پادشاه را کی سرِ این فقیر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۵تا با منت این ملال باشد
  2. شمارهٔ ۴۸۶به ترک دوستی کردن نه کار اهل دل باشد
  3. شمارهٔ ۴۸۷چو رویِ یارِ من زیبا نباشد
  4. شمارهٔ ۴۸۸تیغ کز دستِ دوستان باشد
  5. شمارهٔ ۴۸۹مرا اگر چو دو چشمت هزار جان باشد
  6. شمارهٔ ۴۹۰مرا محبّتِ تو در میانِ جان باشد
  7. شمارهٔ ۴۹۱چنین سروِ روان دیگر نباشد
  8. شمارهٔ ۴۹۲تماشایِ او کردن آسان نباشد
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.