پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۹

مقری صبوح کرده بر مناره شد

آوازه منادیِ او بر ستاره شد

در داد الصلات که هان ای صبوحیان

خیزید هین که دور حریفان سه باره شد

از بس که می کشند ز پس قاضی و خطیب

دستارهای سد چله شان پاره پاره شد

شب از پی پیاله و روز از پی خمار

این در جوار حیله و آن در غراره شد

قاضی معاف شد به قراتمغه از قلان

مقری به آل تمغا وضع از شماره شد

ضرب اصول محتسب و لحن دل گشای

در گوشِ هوش اهل طرب گوشواره شد

وا حسرتا که گردن و گوش صلاح و خیر

از شومی عوانان بی طوق و یاره شد

صدری معظم است و امیری ممکّن است

هر خر بطی که بر دو رکابی سواره شد

آری به اختلاف زمان از مدار چرخ

بسیار یک سواره امیر هزاره شد

دیریست تا خدنگ مرا از کمان کام

بیرون ز شستِ حیله و بازوی چاره شد

از جمع ضد خویش خرد را نزاریا

باید ضرورتا ز میان بر کناره شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۱مرا که جان به دهان از فراق یار برآمد
  2. شمارهٔ ۵۲۲از این حیات چه حاصل که در فراق سرآمد
  3. شمارهٔ ۵۲۳هین که هنگام نای و نوش آمد
  4. شمارهٔ ۵۲۴باز پیرانه سرم واقعه یی پیش آمد
  5. شمارهٔ ۵۲۵ساقیا خیز که گل باز به بستان آمد
  6. شمارهٔ ۵۲۶چنانت دوست می دارم که جانم بر دهان آمد
  7. شمارهٔ ۵۲۷جماعتی که به اصرار جهل منسوبند
  8. شمارهٔ ۵۲۸محققان که ز خُم‌خانهٔ ازل مستند
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.