پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۸

محققان که ز خُم‌خانهٔ ازل مستند

نخست نیست بباشند و بعد از آن هستند

روندگان حقایق برسته‌اند از خود

که هم ز گام نخستین به دوست پیوستند

ز پا فرو ننشینیم تا به دست آریم

بسا که بیهده برخاستند و بنشستند

به میوه زان نرسیده دست بدبختان

که شاخ نیک بلند ست و عاجزان پست‌اند

گره از آن نگشادند باز از این رشته

که هر گروه دگر صورتی دگر بستند

سر مقام نداریم و فارغیم ز گنج

بسی چو ما ز چنین کُنج ها برون جستند

به نزد ما چه خطا توبه‌ء مزلزل را

هزار توبه محکم درست بشکستند

بیا به کوی خرابات عارفان را بین

به می نشسته و هر یک دو جام بر دست اند

شراب شوق بخورند و مست لایعقل

چنان شدند که از هر دو کون وارستند

نزاریا ببُر از خود که بت پرستیدن

به مذهب من از آن به که خویش بپرستند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۰چه خواهی دید جز خود را گرت در پیش بنشاند
  2. شمارهٔ ۵۳۱کسانی که ما را ندانسته‌اند
  3. شمارهٔ ۵۳۲سر به سر رازی که با من گفته‌اند
  4. شمارهٔ ۵۳۳دامن چشمانش آلودست خونی کرده‌اند
  5. شمارهٔ ۵۳۴عاقلان بسیار از من احتراز آورده اند
  6. شمارهٔ ۵۳۵ساکنانی که قدم در ره مقصد زده اند
  7. شمارهٔ ۵۳۶بیار باده و ما را ثلاثه ای در بند
  8. شمارهٔ ۵۳۷مکر و تزویر به هم در بستند
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.