پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی

افسر کرمانی

غزلیات

۲۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ هیچ می‌دانی مرا در بوته دل تاب نیست؟
  2. شمارهٔ ۶۲ ای که چون چشم بت من، حال بیماریت هست
  3. شمارهٔ ۶۳ بی زلف تو، چون قرار ما نیست،
  4. شمارهٔ ۶۴ زآن چشم پرخمار و از آن لعل می پرست،
  5. شمارهٔ ۶۵ تا شدم شیفته زلف تو آرامم نیست
  6. شمارهٔ ۶۶ شمشیر تو چشمه حیات است
  7. شمارهٔ ۶۷ زلف، در آتش روی تو، چو در تاب شود
  8. شمارهٔ ۶۸ باز باد سحری بوی خوش یار آورد
  9. شمارهٔ ۶۹ زنده آن را نتوان گفت که جانی دارد
  10. شمارهٔ ۷۰ آن که در بزم نه ساقی و نه جامی دارد
  11. شمارهٔ ۷۱ ای خوش آن دیده، که از اشک نگاری دارد
  12. شمارهٔ ۷۲ از درم باز کی آن دلبر طناز آید
  13. شمارهٔ ۷۳ آن گروهی که ز جان و دل ما خوب‌ترند
  14. شمارهٔ ۷۴ این نکویان که سهی قامت و سیمین بدنند
  15. شمارهٔ ۷۵ وه که اگر پیام ما، صبحدمی صبا برد
  16. شمارهٔ ۷۶ تو را با لعل خندان آفریدند
  17. شمارهٔ ۷۷ روی پاک تو، در آیینه ادراک افتاد
  18. شمارهٔ ۷۸ نه به دستگاه شهنشهی، نه به خوبیت ضرری رسد
  19. شمارهٔ ۷۹ با صبا نفحه جان از بر جانان آید
  20. شمارهٔ ۸۰ هیچ گلستان، به روی یار نماند
  21. شمارهٔ ۸۱ این خون عاشق است همانا به جام شد
  22. شمارهٔ ۸۲ عاشق نتوان گفت که در بند نباشد
  23. شمارهٔ ۸۳ به هر محفل که شمعی زآتش پروانه می‌سوزد
  24. شمارهٔ ۸۴ آنچه در مدرسه آموختم ایامی چند
  25. شمارهٔ ۸۵ مرغ دل ما در قفست دانه ندارد
  26. شمارهٔ ۸۶ زلف سیه منه که حجاب قمر شود
  27. شمارهٔ ۸۷ عقرب سر زلفت، با قمر قرین باشد
  28. شمارهٔ ۸۸ حاجتم از روی خوبان، جز تماشایی نباشد
  29. شمارهٔ ۸۹ زین شعله که رخسار تو افروخته دارد
  30. شمارهٔ ۹۰ خط تو هاله‌صفت، ماه در میان دارد
  31. شمارهٔ ۹۱ غمی دارم به دل مدغم که در عالم نمی‌گنجد
  32. شمارهٔ ۹۲ زین سان که آن پیمان‌گسل، آغاز دستان می‌کند
  33. شمارهٔ ۹۳ وقت شد کاسکندر گل لشکر آرایی کند
  34. شمارهٔ ۹۴ ماه من از شرم بر خورشید اختر پرورد
  35. شمارهٔ ۹۵ خوبان که در آیینه رخ خود نگرانند
  36. شمارهٔ ۹۶ مرا ز دست تو دانی،‌ چها بسر گذرد
  37. شمارهٔ ۹۷ شبی به شوخیم، آن ترک سیمتن بکشد
  38. شمارهٔ ۹۸ از جان بگسل، صحبت جانانه به دست آر
  39. شمارهٔ ۹۹ تهی شد کاسه از می، کیسه از زر
  40. شمارهٔ ۱۰۰ ما را، ز دل، اندر غم دلبر، گله بسیار
  41. شمارهٔ ۱۰۱ نظاره کردی بر کشتنم، نظاره دیگر
  42. شمارهٔ ۱۰۲ کیست آن سرو صنوبر قد طوبی رفتار
  43. شمارهٔ ۱۰۳ ای ز شرم عارضت در کاستن جرم قمر
  44. شمارهٔ ۱۰۴ ای ز ماه طلعتت خورشید تابان شرمسار
  45. شمارهٔ ۱۰۵ بسته بر قتل من آن ترک جفا پیشه کمر
  46. شمارهٔ ۱۰۶ ای که صد دل به یکی حلقه زلفت زنجیر
  47. شمارهٔ ۱۰۷ ای پناه هر فقیر و هر اسیر
  48. شمارهٔ ۱۰۸ چشم بدبین فلک بادا هم از روی تو کور
  49. شمارهٔ ۱۰۹ ای که بر ما گذری با همه کبر و غرور
  50. شمارهٔ ۱۱۰ ساقی بیار باده که آمد بهار باز
  51. شمارهٔ ۱۱۱ پرورده نهان به مشک و کافور
  52. شمارهٔ ۱۱۲ جان است اگر گرامی و عمر است اگر عزیز،
  53. شمارهٔ ۱۱۳ در کشورم کشید سپه پادشاه باز
  54. شمارهٔ ۱۱۴ تا هست در تن من افسرده جان نفس،
  55. شمارهٔ ۱۱۵ پروانه را ز آتش دلها خبر بپرس
  56. شمارهٔ ۱۱۶ بود بیمار چشم یار و جان من پرستارش
  57. شمارهٔ ۱۱۷ کسی کز عشق خوبان هیچ نبود صبر و آرامش
  58. شمارهٔ ۱۱۸ هر آن بلبل که آمد بوستان دیدار صیادش
  59. شمارهٔ ۱۱۹ وه چه خوش است گلشن و باد خوش بهاریش
  60. شمارهٔ ۱۲۰ آن که قرار ما بود قصه آشنائیش

متن اشعار به نقل از گنجور.