پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

شبی به شوخیم، آن ترک سیمتن بکشد

مرا چو شمع سحرگه در انجمن بکشد

چگونه طاقت گفت و شنیدمی آرم

از آن دو لب، که مرا ذوق یک سخن بکشد

ز بس که گشتم و چهرش عیان نگشت مرا

خیال آن کمر و فکر آن دهن بکشد

روا مدار، چو من عندلیب نغمه سرای

شبی به گلشنم، آن زلف چو زغن بکشد

چگونه بوسه توانم زدن به پیرهنش

مرا که یک نفس، آن بوی پیرهن بکشد

مرا وطن سر زلف تو بود و دور شدم

جدا ز زلف توام حسرت وطن بکشد

میسر است که با تیغ ابروان بکشی

مخواه تا دگری در چه ذقن بکشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹تهی شد کاسه از می، کیسه از زر
  2. شمارهٔ ۱۰۰ما را، ز دل، اندر غم دلبر، گله بسیار
  3. شمارهٔ ۱۰۱نظاره کردی بر کشتنم، نظاره دیگر
  4. شمارهٔ ۱۰۲کیست آن سرو صنوبر قد طوبی رفتار
  5. شمارهٔ ۱۰۳ای ز شرم عارضت در کاستن جرم قمر
  6. شمارهٔ ۱۰۴ای ز ماه طلعتت خورشید تابان شرمسار
  7. شمارهٔ ۱۰۵بسته بر قتل من آن ترک جفا پیشه کمر
  8. شمارهٔ ۱۰۶ای که صد دل به یکی حلقه زلفت زنجیر
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.