پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

نظاره کردی بر کشتنم، نظاره دیگر

اشاره ای که شوم زنده از اشاره دیگر

بجز دلم که پس از خون شدن ز دیده برآمد

رفو شد از مژه، دل های پاره پاره دیگر

نداشت یکسر مو جای خالی آن صف مژگان

دریغ دل که نیاویخت بر قناره دیگر

به غیر آن که بدست غم تو جان بسپارم

نماند بر من بیچاره راه چاره دیگر

در این سحرگه ما را ستاره سوخته عشقت

مگر ز چرخ دگر بردمد ستاره دیگر

به سنگ، آتش آهم گرفت و در تو نگیرد

که سخت همچو دلت نیست سنگ خاره دیگر

اشاره ای شده افسر، ز دوست در پی قتلت

سپار جان که شود باز هم اشاره دیگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳ای ز شرم عارضت در کاستن جرم قمر
  2. شمارهٔ ۱۰۴ای ز ماه طلعتت خورشید تابان شرمسار
  3. شمارهٔ ۱۰۵بسته بر قتل من آن ترک جفا پیشه کمر
  4. شمارهٔ ۱۰۶ای که صد دل به یکی حلقه زلفت زنجیر
  5. شمارهٔ ۱۰۷ای پناه هر فقیر و هر اسیر
  6. شمارهٔ ۱۰۸چشم بدبین فلک بادا هم از روی تو کور
  7. شمارهٔ ۱۰۹ای که بر ما گذری با همه کبر و غرور
  8. شمارهٔ ۱۱۰ساقی بیار باده که آمد بهار باز
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.