پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

ساقی بیار باده که آمد بهار باز

شد صحن بوستان چو عذار نگار باز

ساقی به روی گل قدحی پر کن و ببخش

کو اعتبار عمر که آید بهار باز

گل در چمن چو شاهد ما لاله برفروخت

شد وقت جام باده و بوس و کنار باز

در ساحت چمن بود از جنبش نسیم

سنبل چو زلف لاله رخان بیقرار باز

عطار گرنه باد بهاری است، پس چرا،

در باغ برده طبله مشک تتار باز

ور نیست لاله شاهد هرجایی از چه رو،

افروخته به کوچه و برزن عذار باز

افسر، ز جور لاله عذاران سروقد

دارد رخی ز لاله خونین نگار باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲جان است اگر گرامی و عمر است اگر عزیز،
  2. شمارهٔ ۱۱۳در کشورم کشید سپه پادشاه باز
  3. شمارهٔ ۱۱۴تا هست در تن من افسرده جان نفس،
  4. شمارهٔ ۱۱۵پروانه را ز آتش دلها خبر بپرس
  5. شمارهٔ ۱۱۶بود بیمار چشم یار و جان من پرستارش
  6. شمارهٔ ۱۱۷کسی کز عشق خوبان هیچ نبود صبر و آرامش
  7. شمارهٔ ۱۱۸هر آن بلبل که آمد بوستان دیدار صیادش
  8. شمارهٔ ۱۱۹وه چه خوش است گلشن و باد خوش بهاریش
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.