پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

در کشورم کشید سپه پادشاه باز

در مزرعم نماند اثر از گیاه باز

دور از نظر شدی تو و عمری بود که ما،

داریم دیده در طلبت فرش راه باز

ای نفس شوم شرمی از این کرده های زشت

گیرم که کردگار ببخشد گناه باز

هرچند صیقل‌ آوری افزون شود غبار

آیینه را که تیره کند دود آه باز

من بنده گریخته از درگه توام

هم بر در تو آورم اکنون گناه باز

از جهل اگرچه توبه شکستم هزار ره

نتوان طمع برید ز لطف اله باز

از کوی دوست دل نگران گر نمی رود

اندر قفا کند ز چه افسر نگاه باز؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵پروانه را ز آتش دلها خبر بپرس
  2. شمارهٔ ۱۱۶بود بیمار چشم یار و جان من پرستارش
  3. شمارهٔ ۱۱۷کسی کز عشق خوبان هیچ نبود صبر و آرامش
  4. شمارهٔ ۱۱۸هر آن بلبل که آمد بوستان دیدار صیادش
  5. شمارهٔ ۱۱۹وه چه خوش است گلشن و باد خوش بهاریش
  6. شمارهٔ ۱۲۰آن که قرار ما بود قصه آشنائیش
  7. شمارهٔ ۱۲۱آتش زنم ز عشق گر این سان به جان خویش
  8. شمارهٔ ۱۲۲روز هنگامه شه ما، صف مژگان سپهش
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.