پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

پروانه را ز آتش دلها خبر بپرس

سوز و گداز شمع ز آه سحر بپرس

با مدعی بگوی که از گفتگوی ما،

از لعل یار بگذر و حرفی دگر بپرس

تا مهر اوست در دل ویران من نهان،

احوال گنج از من بی پا و سر بپرس

با زلف دوست قصه بخت سیه بگو

وز لعل یار غصه خون جگر بپرس

ز احوال آب شور که چون لؤلؤ آورد

بی جستجو ز مردمک چشم تر بپرس

احوال سختی دل سنگین دلان شهر،

از ناله‌های دم به دم بی‌اثر بپرس

شرح جفا کشیدن افسر به بند عشق،

از نیک پی خجسته آن نوسفر بپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷کسی کز عشق خوبان هیچ نبود صبر و آرامش
  2. شمارهٔ ۱۱۸هر آن بلبل که آمد بوستان دیدار صیادش
  3. شمارهٔ ۱۱۹وه چه خوش است گلشن و باد خوش بهاریش
  4. شمارهٔ ۱۲۰آن که قرار ما بود قصه آشنائیش
  5. شمارهٔ ۱۲۱آتش زنم ز عشق گر این سان به جان خویش
  6. شمارهٔ ۱۲۲روز هنگامه شه ما، صف مژگان سپهش
  7. شمارهٔ ۱۲۳هرکه نبود گل نورسته به گلشن چو منش
  8. شمارهٔ ۱۲۴آن که حیرانیم افزود ز پا تا به سرش
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.