پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

پرورده نهان به مشک و کافور

در شهپر زاغ بیضه نور

دارد مه نو عیان به غبغب

کافور به ساتکین بلور

ماه تو که شرم روی مهر است

چشم بد آفتاب از او دور

ماهی تو و مهر کرم شب تاب

مهری تو و ماه مرغ شب کور

شمشاد تو شرم قد طوبی

رخسار تو رشک گلشن حور

با آن که ملولم ماندم از غم

جانم به امید توست مسرور

دور از لبت ای بت شکرخند

نوشم شده همچو نیش زنبور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳در کشورم کشید سپه پادشاه باز
  2. شمارهٔ ۱۱۴تا هست در تن من افسرده جان نفس،
  3. شمارهٔ ۱۱۵پروانه را ز آتش دلها خبر بپرس
  4. شمارهٔ ۱۱۶بود بیمار چشم یار و جان من پرستارش
  5. شمارهٔ ۱۱۷کسی کز عشق خوبان هیچ نبود صبر و آرامش
  6. شمارهٔ ۱۱۸هر آن بلبل که آمد بوستان دیدار صیادش
  7. شمارهٔ ۱۱۹وه چه خوش است گلشن و باد خوش بهاریش
  8. شمارهٔ ۱۲۰آن که قرار ما بود قصه آشنائیش
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.