پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

ما را، ز دل، اندر غم دلبر، گله بسیار

دل را گله از ما که کند حوصله بسیار

پوئیم به سر در سفر عشق تو ره را،

پای دل ما کرده اگر آبله بسیار

یوسف نرود در بر یعقوب وگرنه،

از مصر به کنعان گذرد قافله بسیار

شغلی نبود خوب تر از عشق دلارام

ورنه بود از بهر دلم مشغله بسیار

درمان غم عشق بود صبر و هم از صبر

تا مرحله عشق بود فاصله بسیار

در عشق بدان پایه شدم شهره که در شهر

هر شب بود از آه دلم مشعله بسیار

ای زلف چه داری که غزالان ختایی

هم گردن شیرند در این سلسله بسیار

خوب است به دفتر سخن دوست وگرنه،

در مدرسه باشد ورق باطله بسیار

نبود عجبی گر دل صد پاره افسر،

با ناوک عشق تو کند حوصله بسیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲کیست آن سرو صنوبر قد طوبی رفتار
  2. شمارهٔ ۱۰۳ای ز شرم عارضت در کاستن جرم قمر
  3. شمارهٔ ۱۰۴ای ز ماه طلعتت خورشید تابان شرمسار
  4. شمارهٔ ۱۰۵بسته بر قتل من آن ترک جفا پیشه کمر
  5. شمارهٔ ۱۰۶ای که صد دل به یکی حلقه زلفت زنجیر
  6. شمارهٔ ۱۰۷ای پناه هر فقیر و هر اسیر
  7. شمارهٔ ۱۰۸چشم بدبین فلک بادا هم از روی تو کور
  8. شمارهٔ ۱۰۹ای که بر ما گذری با همه کبر و غرور
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.