پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

ای ز شرم عارضت در کاستن جرم قمر

وز عقیق لعل تو، لعل بدخشان خون جگر

مشک تاتاری که این سان منتشر شد در جهان

از عبیر زلف تو باد صبا دادش خبر

هم حکایت می کند روی تو را بستان و گل

هم روایت می کند بانگ مرا مرغ سحر

تا چه خواهد بود حال سینه های چون حریر

تیر مژگانت که کرد از گنبد گردون گذر

گر نیازی آورم روزی بگو دشنام تلخ

طوطیان را باید از منطق چکد شهد و شکر

تاکیم رنجور خواهی، گر کشی زودم بکش

خون عاشق باشد اندر مذهب خوبان هدر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵بسته بر قتل من آن ترک جفا پیشه کمر
  2. شمارهٔ ۱۰۶ای که صد دل به یکی حلقه زلفت زنجیر
  3. شمارهٔ ۱۰۷ای پناه هر فقیر و هر اسیر
  4. شمارهٔ ۱۰۸چشم بدبین فلک بادا هم از روی تو کور
  5. شمارهٔ ۱۰۹ای که بر ما گذری با همه کبر و غرور
  6. شمارهٔ ۱۱۰ساقی بیار باده که آمد بهار باز
  7. شمارهٔ ۱۱۱پرورده نهان به مشک و کافور
  8. شمارهٔ ۱۱۲جان است اگر گرامی و عمر است اگر عزیز،
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.