پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

ای که صد دل به یکی حلقه زلفت زنجیر

گر بود شیر، کند آهوی چشمت نخجیر

هر کجا ماه رخی، مهر تواش داده فروغ

هر کجا شیردلی، عشق تواش کرده اسیر

تو به قد نازی و او را همه قامت زیبا

بید مجنون نکند جلوه سرو کشمیر

جعد پنهان کن و بنگر به رخش زلف سیاه

دود انگشت نبخشد اثر مشک و عبیر

ابرویش بنگر و مژگان بفکن بر ابرو

ای کمان دار مزن تیر، بترس از شمشیر

نیستی رستم دستان، بهراس از سهراب

نیستت زهره شیرانه، بپرهیز از شیر

به دو زلفش که اگر خاطرش آشفته شود

می کشم یک شب از آتشکده سینه صفیر

خرمن ماه تو آتش زنم از شعله آه

که شود آینه خاکسترت ای مهر منیر

به دعا کشور حسن تو کنم زیر و زبر

که نماند اثرت هیچ ز اکلیل و سریر

پند افسر بشنو، نیک به دست آرش دل

ای که پولاد من از پنجه حسن تو خمیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸چشم بدبین فلک بادا هم از روی تو کور
  2. شمارهٔ ۱۰۹ای که بر ما گذری با همه کبر و غرور
  3. شمارهٔ ۱۱۰ساقی بیار باده که آمد بهار باز
  4. شمارهٔ ۱۱۱پرورده نهان به مشک و کافور
  5. شمارهٔ ۱۱۲جان است اگر گرامی و عمر است اگر عزیز،
  6. شمارهٔ ۱۱۳در کشورم کشید سپه پادشاه باز
  7. شمارهٔ ۱۱۴تا هست در تن من افسرده جان نفس،
  8. شمارهٔ ۱۱۵پروانه را ز آتش دلها خبر بپرس
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.