پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

تهی شد کاسه از می، کیسه از زر

نه ساقی مهربان با من، نه دلبر

اگر با ما خوشی این جان و این دل

می و زر گر بخواهی جای دیگر

بنام ایزد، مرا در خانه باشد،

بتی یاقوت لب، خورشید منظر

ز یاقوتش عیان لعل مصفّا

به خورشیدش نهان ماه منور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱نظاره کردی بر کشتنم، نظاره دیگر
  2. شمارهٔ ۱۰۲کیست آن سرو صنوبر قد طوبی رفتار
  3. شمارهٔ ۱۰۳ای ز شرم عارضت در کاستن جرم قمر
  4. شمارهٔ ۱۰۴ای ز ماه طلعتت خورشید تابان شرمسار
  5. شمارهٔ ۱۰۵بسته بر قتل من آن ترک جفا پیشه کمر
  6. شمارهٔ ۱۰۶ای که صد دل به یکی حلقه زلفت زنجیر
  7. شمارهٔ ۱۰۷ای پناه هر فقیر و هر اسیر
  8. شمارهٔ ۱۰۸چشم بدبین فلک بادا هم از روی تو کور
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.