پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

از جان بگسل، صحبت جانانه به دست آر

بشکن صدف و گوهر یکدانه به دست آر

معموری تن چیست، به ویرانی آن کوش

صد گنج از آن گوشه ویرانه به دست آر

در راه وفا، شمع صفت ز اشک دمادم

آبی ز پی آتش پروانه به دست آر

گرد کره خاک چه پویی چو سکندر

آب خضر از چشمه پیمانه به دست آر

آن آب که بر باد دهد آتش جهلت،

از خاک نشین در میخانه به دست آر

دردید کش آن بزم به جان گر دهدت جام

جان می‌ده و یک جرعه حریفانه به دست آر

هشیاری جاوید گرت هست تمنی،

یک ساغر از آن باده مستانه به دست آر

سرّ صفت عشق مگو در بر عاقل

بی‌پا و سری چون من دیوانه به دست آر

گر کحل حقیقت طلبد مردم چشمت،

خاک قدم مردم فرزانه به دست آر

آسودگی خلق بود غافلی از حق

از خلق ببر، گوشه کاشانه به دست آر

تو همچو من، از اهل حقیقت نیی افسر

تحقیق بهل، قصه و افسانه به دست آر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰ما را، ز دل، اندر غم دلبر، گله بسیار
  2. شمارهٔ ۱۰۱نظاره کردی بر کشتنم، نظاره دیگر
  3. شمارهٔ ۱۰۲کیست آن سرو صنوبر قد طوبی رفتار
  4. شمارهٔ ۱۰۳ای ز شرم عارضت در کاستن جرم قمر
  5. شمارهٔ ۱۰۴ای ز ماه طلعتت خورشید تابان شرمسار
  6. شمارهٔ ۱۰۵بسته بر قتل من آن ترک جفا پیشه کمر
  7. شمارهٔ ۱۰۶ای که صد دل به یکی حلقه زلفت زنجیر
  8. شمارهٔ ۱۰۷ای پناه هر فقیر و هر اسیر
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.