پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

هیچ گلستان، به روی یار نماند

صفحه مانی بدان نگار نماند

بی گل روی توام بهار خزان شد

جای خزان است اگر بهار نماند

گر ببرد باد بوی عنبر زلفت،

نافه به چین، مشک در تتار نماند

آینه رویت ار غبار پذیرد

در صف عشاق جز غبار نماند

گر قمر رخ، قرین عقرب زلفت،

گردد، امانم به روزگار نماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲عاشق نتوان گفت که در بند نباشد
  2. شمارهٔ ۸۳به هر محفل که شمعی زآتش پروانه می‌سوزد
  3. شمارهٔ ۸۴آنچه در مدرسه آموختم ایامی چند
  4. شمارهٔ ۸۵مرغ دل ما در قفست دانه ندارد
  5. شمارهٔ ۸۶زلف سیه منه که حجاب قمر شود
  6. شمارهٔ ۸۷عقرب سر زلفت، با قمر قرین باشد
  7. شمارهٔ ۸۸حاجتم از روی خوبان، جز تماشایی نباشد
  8. شمارهٔ ۸۹زین شعله که رخسار تو افروخته دارد
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.