پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

این خون عاشق است همانا به جام شد

ور نه به شرع پاک نبی، می حرام شد

گو باش دور چرخ به کام رقیب ما،

ما را که دور ساقی مجلس به کام شد

رسوای عشق را چه تفاوت نشاط و غم

گر نام خاص آمد و گر ننگ عام شد

از پختگان عشق بپرس آتش فراق

ای آن که در خیال تو سودای خام شد

ای باغبان صلای گلستان چه می زنی

این مرغ را که خانه به دیوار بام شد

یابد چگونه لذت پرواز بوستان،

مرغی که آشیانه او کنج دام شد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳به هر محفل که شمعی زآتش پروانه می‌سوزد
  2. شمارهٔ ۸۴آنچه در مدرسه آموختم ایامی چند
  3. شمارهٔ ۸۵مرغ دل ما در قفست دانه ندارد
  4. شمارهٔ ۸۶زلف سیه منه که حجاب قمر شود
  5. شمارهٔ ۸۷عقرب سر زلفت، با قمر قرین باشد
  6. شمارهٔ ۸۸حاجتم از روی خوبان، جز تماشایی نباشد
  7. شمارهٔ ۸۹زین شعله که رخسار تو افروخته دارد
  8. شمارهٔ ۹۰خط تو هاله‌صفت، ماه در میان دارد
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.