پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

این نکویان که سهی قامت و سیمین بدنند

رفته در پیرهنی چون چمن یاسمنند

بلبلانند که نالان گل سرخ بهار

دوستانند که دستان گل انجمنند

زنده دل، هیچ نخوابیده که در فصل بهار،

مردگانند که آغشه خاک و کفنند

در گلستان تو ای شکر شیرین حرکات

طوطیانند که خوش منطق و شکر شکنند

چه نباتی تو، که تا در سخنم نام تو رفت

بلبلان شیفته منطق شیرین منند

عاشقان رخ تو، با غم هجرت در باغ،

همچو افسر، همگی ساکن بیت‌الحزنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶تو را با لعل خندان آفریدند
  2. شمارهٔ ۷۷روی پاک تو، در آیینه ادراک افتاد
  3. شمارهٔ ۷۸نه به دستگاه شهنشهی، نه به خوبیت ضرری رسد
  4. شمارهٔ ۷۹با صبا نفحه جان از بر جانان آید
  5. شمارهٔ ۸۰هیچ گلستان، به روی یار نماند
  6. شمارهٔ ۸۱این خون عاشق است همانا به جام شد
  7. شمارهٔ ۸۲عاشق نتوان گفت که در بند نباشد
  8. شمارهٔ ۸۳به هر محفل که شمعی زآتش پروانه می‌سوزد
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.