پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

آن گروهی که ز جان و دل ما خوب‌ترند

آن گروهند که پرورده خون جگرند

شوخ چشمند و سیه طرّه و سیمین اندام

بلکه با طلعت خورشید نظیر قمرند

گرچه سنگین دل و پیمان شکن و عهد گسل

سرو رفتار و صنوبر قد و طوبی ثمرند

حور کردار و پری پیکر و شکر گفتار

حیف و صد حیف، که عاشق کش و بیدادگرند

مهوشان شه منش و با گهر و نازک طبع

عاشقان مفلس و دیوانه و بی پا و سرند

دانه هایی که من از دیده به دامان دارم

در غم سیمبران حسرت لعل و گهرند

محنت عشق و غم فرقت یاران عزیز،

همچو روز و شب ما غمزدگان در گذرند

ای خوش آنان که ز شوق قد سرو و رخ گل،

در مقامات غزل همدم مرغ سحرند

افسرا، در غم دلدار، ز ما صبر مجوی

عاشقانی که صبورند گروهی دگرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵وه که اگر پیام ما، صبحدمی صبا برد
  2. شمارهٔ ۷۶تو را با لعل خندان آفریدند
  3. شمارهٔ ۷۷روی پاک تو، در آیینه ادراک افتاد
  4. شمارهٔ ۷۸نه به دستگاه شهنشهی، نه به خوبیت ضرری رسد
  5. شمارهٔ ۷۹با صبا نفحه جان از بر جانان آید
  6. شمارهٔ ۸۰هیچ گلستان، به روی یار نماند
  7. شمارهٔ ۸۱این خون عاشق است همانا به جام شد
  8. شمارهٔ ۸۲عاشق نتوان گفت که در بند نباشد
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.