پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

تا شدم شیفته زلف تو آرامم نیست

همچو آغاز غمت شادی انجامم نیست

دلم آن گونه به دام تو هوس کرد که هیچ،

حلقه ای خوبتر از حلقه اندامم نیست

من که در آتش سودای غمت پخته شدم،

هیچ در بوسه آن لب طمع خامم نیست

هوس خلوت خاصت، به چه امید و چه حدّ

من که ره در گذر بارگه عامم نیست

به دو زلفت، که شبی روز نکردم هرگز

که نه امروز از آن زلف دوتا شامم نیست

ناله ام زار و دلم کاسه خون است، دگر

هوس مطرب و ساقی، طلب جامم نیست

تیر مژگان تو، کام دل هر ناکام است

حیف، کان تیر نصیب دل ناکامم نیست

با صبا، شرح پریشانی خود گویم از آنک،

سوی آن نافه گشا، زهره پیغامم نیست

دست توفیق چو بگرفت عنانم، افسر

تو مپندار ، که یک آن سخنِ رامم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷زلف، در آتش روی تو، چو در تاب شود
  2. شمارهٔ ۶۸باز باد سحری بوی خوش یار آورد
  3. شمارهٔ ۶۹زنده آن را نتوان گفت که جانی دارد
  4. شمارهٔ ۷۰آن که در بزم نه ساقی و نه جامی دارد
  5. شمارهٔ ۷۱ای خوش آن دیده، که از اشک نگاری دارد
  6. شمارهٔ ۷۲از درم باز کی آن دلبر طناز آید
  7. شمارهٔ ۷۳آن گروهی که ز جان و دل ما خوب‌ترند
  8. شمارهٔ ۷۴این نکویان که سهی قامت و سیمین بدنند
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.