پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی

افسر کرمانی

غزلیات

۲۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ ای صورت تو معنی والشمس والضحی
  2. شمارهٔ ۲ ای لب لعل تو روح بخش مسیحا
  3. شمارهٔ ۳ بیا که بی تو، مرا روزگار شد، یارا
  4. شمارهٔ ۴ برخیز و بزدای از دلم، ساقی غم ایام را
  5. شمارهٔ ۵ در پیرهن ای ماه نهفتی بدنی را
  6. شمارهٔ ۶ ای که داری هوس لعل لب جانان را
  7. شمارهٔ ۷ به غم دوست فکندیم دل خرّم را
  8. شمارهٔ ۸ در بزم چمان آمده سرو چمن ما
  9. شمارهٔ ۹ از دیده چکد قطره خون جگر ما
  10. شمارهٔ ۱۰ بر فرق کوه اگر بزنم برق آه را
  11. شمارهٔ ۱۱ بهر پا بستن دل زلف گره‌گیر دوتا
  12. شمارهٔ ۱۲ ای مایه خرّمی جهان را
  13. شمارهٔ ۱۳ در دام گرفتند و شکستند پرم را
  14. شمارهٔ ۱۴ به حریم کوی دلبر که برد پیام ما را
  15. شمارهٔ ۱۵ هر آن مرغی که می‌بندند در گلزار بالش را
  16. شمارهٔ ۱۶ بیا ساقی کرم کن جام می را
  17. شمارهٔ ۱۷ در آن گلشن، که آرند از قفس بیرون هزارش را،
  18. شمارهٔ ۱۸ گلی کز اشک خونین، باغبان داده است آبش را
  19. شمارهٔ ۱۹ خوش آن بلبل که بگشایند در گلزار دامش را
  20. شمارهٔ ۲۰ عشق برتافت چنان صبر و شکیبایی را
  21. شمارهٔ ۲۱ بگو صیاد ما، در دام ریزد دانه ما را
  22. شمارهٔ ۲۲ بر قتل من خسته، اگر بسته میان را
  23. شمارهٔ ۲۳ جز ماه من که هشته به تارک کلاه را
  24. شمارهٔ ۲۴ تا گریزد طرب از کلبه ویرانه ما،
  25. شمارهٔ ۲۵ ای کرده بنا چشم تو عاشق فکنی را
  26. شمارهٔ ۲۶ زلفا، تو کانهمه شکن و تار داریا
  27. شمارهٔ ۲۷ ای سایه سعادت و ای مایه شکیب
  28. شمارهٔ ۲۸ ای آفتاب از مه رویت در التهاب
  29. شمارهٔ ۲۹ ای که به کوی مهوشان بار فتاده در گلت
  30. شمارهٔ ۳۰ ای که نرسته در چمن سرو به دلربائیت
  31. شمارهٔ ۳۱ ای قامت دلجوی تو، آشوب قیامت
  32. شمارهٔ ۳۲ آن کو به تو بخشید چنین لطف و صباحت
  33. شمارهٔ ۳۳ غم نیست گر نه ما را دور فلک به کام است
  34. شمارهٔ ۳۴ ای بی وفا که عمری سازیم با جفایت
  35. شمارهٔ ۳۵ امروز همه خرّمی دولت دین است
  36. شمارهٔ ۳۶ ای که لبت کوثر و رویت بهشت
  37. شمارهٔ ۳۷ خوش میرود بناز و صدش دیده در قفاست
  38. شمارهٔ ۳۸ زمان سرکشی عشق و گاه شرب مدام است
  39. شمارهٔ ۳۹ ما را به سراپرده گل رفت اشارت
  40. شمارهٔ ۴۰ ساقی به سر ما هوس شرب مدام است
  41. شمارهٔ ۴۱ عید است و مرا در طلب باده شتاب است
  42. شمارهٔ ۴۲ شکر شده عالمی ز قندت
  43. شمارهٔ ۴۳ ای چرخ زمین آستانت
  44. شمارهٔ ۴۴ ای ماه وشان همه غلامت
  45. شمارهٔ ۴۵ گشتیم همه عالم و جای دگری نیست
  46. شمارهٔ ۴۶ مهر چهری که منور بصر کوکب از اوست
  47. شمارهٔ ۴۷ آن که در عشق بتان هر نفسش فریاد است
  48. شمارهٔ ۴۸ روی و لب و تن و ذقن یار نازک است
  49. شمارهٔ ۴۹ ای، دل ما غرق خون از نوک تیرت
  50. شمارهٔ ۵۰ خرم دلی که کشته تیغ جفای توست
  51. شمارهٔ ۵۱ ما را هوای باده یاقوت‌فام توست
  52. شمارهٔ ۵۲ ما را طمع ز ساقی مجلس شراب توست
  53. شمارهٔ ۵۳ در کنگر سپهر، هنر داستان ماست
  54. شمارهٔ ۵۴ جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست
  55. شمارهٔ ۵۵ چون سرو دلارای قدت در چمنی نیست
  56. شمارهٔ ۵۶ ابر نیسان به چمن بار دگر باران ریخت
  57. شمارهٔ ۵۷ حق انصاف عجب مملکتی مسکن ماست
  58. شمارهٔ ۵۸ نوبهار آمد و هرکس به هوای چمن است
  59. شمارهٔ ۵۹ ماه ما را آسمانی دیگر است،
  60. شمارهٔ ۶۰ مهر و وفا سرشته به آب و گل تو نیست

متن اشعار به نقل از گنجور.