پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

زلفا، تو کانهمه شکن و تار داریا

بهر شکست نافه تاتار داریا

دام و کمند و رشته و چین، حلقه و رسن

بر صید جان مردم هشیار داریا

پیکان مژّه، صارم ابرو،‌ سپاه خط

با عاشقان مگر سر پیکار داریا

جانها بری به غارت و دلها کنی اسیر

از این چنین هنرها بسیار داریا

اندام تیره، چهره دژم، کالبد پریش

قامت خمیده پشت نگونسار داریا

همچون غراب تیره همه روز تا به شب

آرامگه به ساحت گلزار داریا

یا همچو زاغ تیره تو بر عرعر بلند

بنشسته ای و لاله به منقار داریا

داری دو صف ز مژگان و این آیدم عجب

بهرچه این دو لشکر خونخوار داریا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸ای آفتاب از مه رویت در التهاب
  2. شمارهٔ ۲۹ای که به کوی مهوشان بار فتاده در گلت
  3. شمارهٔ ۳۰ای که نرسته در چمن سرو به دلربائیت
  4. شمارهٔ ۳۱ای قامت دلجوی تو، آشوب قیامت
  5. شمارهٔ ۳۲آن کو به تو بخشید چنین لطف و صباحت
  6. شمارهٔ ۳۳غم نیست گر نه ما را دور فلک به کام است
  7. شمارهٔ ۳۴ای بی وفا که عمری سازیم با جفایت
  8. شمارهٔ ۳۵امروز همه خرّمی دولت دین است
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.