پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

غم نیست گر نه ما را دور فلک به کام است

دوری به مانه هرگز خوشتر ز دور جام است

بر بوی وصل جانان خون گشت آخرم دل

خود انتظار گویا، نوعی ز انتقام است

خلق ار به چارده شب، مه را تمام بینند

بینم من آن مهی را کاندر دو شب تمام است

گر روز دیگران را یک شام لازم افتاد

بر چهره، زلفکانش روز مرا دو شام است

می چیست تا بگویم، بی او حرام باشد

خود آب زندگانی بی روی او حرام است

افسر که شعله غم یکباره خرمنش سوخت

دیگر روا نباشد گفتن ورا که خام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵امروز همه خرّمی دولت دین است
  2. شمارهٔ ۳۶ای که لبت کوثر و رویت بهشت
  3. شمارهٔ ۳۷خوش میرود بناز و صدش دیده در قفاست
  4. شمارهٔ ۳۸زمان سرکشی عشق و گاه شرب مدام است
  5. شمارهٔ ۳۹ما را به سراپرده گل رفت اشارت
  6. شمارهٔ ۴۰ساقی به سر ما هوس شرب مدام است
  7. شمارهٔ ۴۱عید است و مرا در طلب باده شتاب است
  8. شمارهٔ ۴۲شکر شده عالمی ز قندت
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.