پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

شکر شده عالمی ز قندت

من بنده لعل نوشخندت

تنها نه دلم به زلفت آویخت،

هر جا که دلی، اسیر بندت

رخساره به آفتاب منمای

ترسم که از آن رسد گزندت

دیگر چه زنی به تیغ تیزش

صیدی که فتاده در کمندت؟

می خندی و خاطر دلم ریش،

ای من به فدای نوشخندت

افسر، چو نی از شرار حرمان،

آن ماه بسوخت بند بندت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴ای ماه وشان همه غلامت
  2. شمارهٔ ۴۵گشتیم همه عالم و جای دگری نیست
  3. شمارهٔ ۴۶مهر چهری که منور بصر کوکب از اوست
  4. شمارهٔ ۴۷آن که در عشق بتان هر نفسش فریاد است
  5. شمارهٔ ۴۸روی و لب و تن و ذقن یار نازک است
  6. شمارهٔ ۴۹ای، دل ما غرق خون از نوک تیرت
  7. شمارهٔ ۵۰خرم دلی که کشته تیغ جفای توست
  8. شمارهٔ ۵۱ما را هوای باده یاقوت‌فام توست
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.