پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

مهر چهری که منور بصر کوکب از اوست

جلوه طرّه طلعت نه، که روز و شب از اوست

مطرب و ساقی از آن بی خود و مستند مدام،

که دف و بربط و نی، جام و می و مشرب از اوست

عضو، عضو وی اگر دل برباید چه عجب،

که کف و ساعد و ساق و زنخ و غبغب از اوست

جانم ار آتش و دل مجمر و تن عود چه باک،

که دل و جان و تن و سوزش و تاب و تب از اوست

گوش کن یک سبق از درس محبت، گرچه،

دفتر و درس و ادیب و کتب و مکتب از اوست

رخ و ابروی و خم و طرّه و خالش بنگر،

کافتاب و مه و نو سنبله و عقرب از اوست

خوش بود تاخت اگر اسب ستم بر افسر

که شهید ستم نعل سم مرکب از اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸روی و لب و تن و ذقن یار نازک است
  2. شمارهٔ ۴۹ای، دل ما غرق خون از نوک تیرت
  3. شمارهٔ ۵۰خرم دلی که کشته تیغ جفای توست
  4. شمارهٔ ۵۱ما را هوای باده یاقوت‌فام توست
  5. شمارهٔ ۵۲ما را طمع ز ساقی مجلس شراب توست
  6. شمارهٔ ۵۳در کنگر سپهر، هنر داستان ماست
  7. شمارهٔ ۵۴جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست
  8. شمارهٔ ۵۵چون سرو دلارای قدت در چمنی نیست
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.