پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

روی و لب و تن و ذقن یار نازک است

مانند برگ نسترن، این چار نازک است

گر سیم و زر طلب کند و جسم و جان و سر

منت پذیر شو که دل یار نازک است

ای دل خیال بوس لب آن صنم مکن

مپسندش این کنند، که بسیار نازک است

مضراب عشق، بر رگ عشاق، مطربا

آهسته زن، که رشته این تار نازک است

افسر، ندیدی ار اثر نقش پای دوست،

آزرده دل مباش، که رفتار نازک است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰خرم دلی که کشته تیغ جفای توست
  2. شمارهٔ ۵۱ما را هوای باده یاقوت‌فام توست
  3. شمارهٔ ۵۲ما را طمع ز ساقی مجلس شراب توست
  4. شمارهٔ ۵۳در کنگر سپهر، هنر داستان ماست
  5. شمارهٔ ۵۴جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست
  6. شمارهٔ ۵۵چون سرو دلارای قدت در چمنی نیست
  7. شمارهٔ ۵۶ابر نیسان به چمن بار دگر باران ریخت
  8. شمارهٔ ۵۷حق انصاف عجب مملکتی مسکن ماست
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.