پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

در کنگر سپهر، هنر داستان ماست

کیوان آسمان سخن، پاسبان ماست

افزون تر از فزونی نجم است، نظم ما

روشن تر از بنان عطارد بنان ماست

نظمی که پشت فکر ز حملش دو تا شود

از فیض لعل دوست ز کشف بیان ماست

تیغی که سینه سخن از نوک آن شکافت،

با خصم ما بگوی که تیغ زبان ماست

آن آتشی که خرمن هر خشک و تر بسوخت،

عکسی ز طبع خنجر آتش فشان ماست

مدحت نگار دفتر دلدار تا شدیم

آیات نظم و رایت داش به شأن ماست

افسر، نشان ما همه گم شد به نام دوست

زآن در نظام عقد ثریا نشان ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵چون سرو دلارای قدت در چمنی نیست
  2. شمارهٔ ۵۶ابر نیسان به چمن بار دگر باران ریخت
  3. شمارهٔ ۵۷حق انصاف عجب مملکتی مسکن ماست
  4. شمارهٔ ۵۸نوبهار آمد و هرکس به هوای چمن است
  5. شمارهٔ ۵۹ماه ما را آسمانی دیگر است،
  6. شمارهٔ ۶۰مهر و وفا سرشته به آب و گل تو نیست
  7. شمارهٔ ۶۱هیچ می‌دانی مرا در بوته دل تاب نیست؟
  8. شمارهٔ ۶۲ای که چون چشم بت من، حال بیماریت هست
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.