پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

ما را طمع ز ساقی مجلس شراب توست

و از مطرب آرزوی سرود رباب توست

جانم فتاده همچو سکندر ز تشنگی،

در ظلمتی که چشمه حیوانش آب توست

معمور مسکنی است، که ویران پذیر نیست

آن خانه دلی که به طغیان خراب توست

من، مرغ آشیان کمالم، ولی چه سود

بال و پرم شکسته سنگ عتاب توست

مرغ شب است، چشم جهان بین آفتاب

آنجا که عکس پرتوی از آفتاب توست

دلدار را ز افسر بی دل خبر دهید،

کان رند مست عاشق بی‌خورد و خواب توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست
  2. شمارهٔ ۵۵چون سرو دلارای قدت در چمنی نیست
  3. شمارهٔ ۵۶ابر نیسان به چمن بار دگر باران ریخت
  4. شمارهٔ ۵۷حق انصاف عجب مملکتی مسکن ماست
  5. شمارهٔ ۵۸نوبهار آمد و هرکس به هوای چمن است
  6. شمارهٔ ۵۹ماه ما را آسمانی دیگر است،
  7. شمارهٔ ۶۰مهر و وفا سرشته به آب و گل تو نیست
  8. شمارهٔ ۶۱هیچ می‌دانی مرا در بوته دل تاب نیست؟
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.