پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

ای که لبت کوثر و رویت بهشت

بی تو عذاب است مرا گشت کشت

شور توام از سر و مهرت ز دل

می نشود گر بشود خاک خشت

با تو مرا هرچه بود زشت، خوب

بی تو مرا هرچه بود خوب، زشت

سیم و زر از بهر نثارت نکوست

مرد نبرد آن که بمُرد و بهشت

بر رخ آن ماه به خطّ غبار

خامه صنعت غم افسر نوشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸زمان سرکشی عشق و گاه شرب مدام است
  2. شمارهٔ ۳۹ما را به سراپرده گل رفت اشارت
  3. شمارهٔ ۴۰ساقی به سر ما هوس شرب مدام است
  4. شمارهٔ ۴۱عید است و مرا در طلب باده شتاب است
  5. شمارهٔ ۴۲شکر شده عالمی ز قندت
  6. شمارهٔ ۴۳ای چرخ زمین آستانت
  7. شمارهٔ ۴۴ای ماه وشان همه غلامت
  8. شمارهٔ ۴۵گشتیم همه عالم و جای دگری نیست
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.