پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

ای آفتاب از مه رویت در التهاب

آیینه تو ساخته، خاکستر آفتاب

ما بی حجاب، روی تو دیدیم و عاشقیم

اندر میان ما و تو، کی سد شود، حجاب

اندر خمار تیره دلی چند سر کنم

ساغر به کف بگیر و برافکن ز رخ نقاب

دیوانه آن که نیستش اندر سرا، پری

دیوانه تر کسی که نبیند پری به خواب

از شعله، شعله غم و از دجله، دجله اشک

سرتا به پا در آتش و پا تا به سر در آب

ما، در هوای چشمه حیوان لعل دوست،

مانند تشنه ایم، که بفریبدش سراب

خوش مجلسی است با غم جانانه، افسرا

خون دلم شراب و نوای دلم رباب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰ای که نرسته در چمن سرو به دلربائیت
  2. شمارهٔ ۳۱ای قامت دلجوی تو، آشوب قیامت
  3. شمارهٔ ۳۲آن کو به تو بخشید چنین لطف و صباحت
  4. شمارهٔ ۳۳غم نیست گر نه ما را دور فلک به کام است
  5. شمارهٔ ۳۴ای بی وفا که عمری سازیم با جفایت
  6. شمارهٔ ۳۵امروز همه خرّمی دولت دین است
  7. شمارهٔ ۳۶ای که لبت کوثر و رویت بهشت
  8. شمارهٔ ۳۷خوش میرود بناز و صدش دیده در قفاست
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.