پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

ای قامت دلجوی تو، آشوب قیامت

آشوب قیامت، خبری زآن قد و قامت

ای طرّه تو افعی و ای چشم تو آهو

ای خنده تو معجر و لعل تو کرامت

در زلف تو موسی، سپرد بیضه بیضا

در لعل تو عیسی فکند رحل اقامت

ماهی تو و در بزم برافروخته عارض

سروی تو و در باغ برافراخته قامت

گر شیر بود صید تو ای ترک کماندار

از تیر تو هرگز نبرد جان به سلامت

وصل تو کشیده است به هجران و ملولم

کاین هجر مبادا بکشد تا به قیامت

بر نعمت وصل تو چرا شکر نگفتم

نک جان دهد افسر ز فراقت به غرامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳غم نیست گر نه ما را دور فلک به کام است
  2. شمارهٔ ۳۴ای بی وفا که عمری سازیم با جفایت
  3. شمارهٔ ۳۵امروز همه خرّمی دولت دین است
  4. شمارهٔ ۳۶ای که لبت کوثر و رویت بهشت
  5. شمارهٔ ۳۷خوش میرود بناز و صدش دیده در قفاست
  6. شمارهٔ ۳۸زمان سرکشی عشق و گاه شرب مدام است
  7. شمارهٔ ۳۹ما را به سراپرده گل رفت اشارت
  8. شمارهٔ ۴۰ساقی به سر ما هوس شرب مدام است
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.