پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۸

در بزم چمان آمده سرو چمن ما

امشب همه رشک چمن است انجمن ما

ماه است که در بزم برافروخته طلعت،

یا شمع رخ مهوش سیمین بدن ما؟

خوب است که در بزم من آید به تماشا،

دهقان، که نپرورده چو سرو چمن ما

در باغ ز حسرت همه چشم آمده نرگس

از بهر تماشای گل انجمن ما

یار است گل انجمن و ما همه بلبل

مرغ قفس گلشن او، جان و تن ما

تا غیرت گلشن شود این انجمن امشب،

پیداست گل ناربن از نارون ما

مانند گلستان شده، افسر، مگر امشب،

آن شوخ گذر کرده به بیت الحزن ما؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰بر فرق کوه اگر بزنم برق آه را
  2. شمارهٔ ۱۱بهر پا بستن دل زلف گره‌گیر دوتا
  3. شمارهٔ ۱۲ای مایه خرّمی جهان را
  4. شمارهٔ ۱۳در دام گرفتند و شکستند پرم را
  5. شمارهٔ ۱۴به حریم کوی دلبر که برد پیام ما را
  6. شمارهٔ ۱۵هر آن مرغی که می‌بندند در گلزار بالش را
  7. شمارهٔ ۱۶بیا ساقی کرم کن جام می را
  8. شمارهٔ ۱۷در آن گلشن، که آرند از قفس بیرون هزارش را،
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.